Gesehen – Farsi

Read  – بخوان

  1. Mose 16

موضوع امروزمون راجع به بَرده ( هاجر ) هست. یک داستان تکان دهنده و همینطور داستانی از زندگی ما..

برده ای که نامش هاجر بود مجبور به اطاعت بود، مجبور به خدمتگزاری، حتی تبدیل به مادر جایگزین هم میشد.
و برای انجام هیچکدام از او سوال نمیشد.
سارا با او خیلی سختگیر بود. تنها کاری که از دست هاجر بر می‌آمد، فرار بود.
فرار به کویر.. دور از سارا؛ اربابش.

در کویر او به » فرشته ی ارباب ها « (آیه ی ۷) برخورد. همیشه هرجا از انجیل که از فرشته ی ارباب ها صحبت میشود، اشاره به ملاقات با خداوند دارد.
و نام این فرشته اِل رُی است.
به معنی: خدایی که مرا میبیند یا خدایی که به من سر میزند.

خدا به ملاقات هاجر رفت؛ در میان کویر. خدا برده را دید، برده ای که هیچکس دیگری او را نمیدید.
برده ای که هیچکس شاید دلتنگش نمیشد.
خدا بود که او را میان تمام آدمها دید.
او بود که به سمت هاجر رفت.

Answer – جواب بده

خدا از هاجر در آیه ی ۸ میپرسد که از کجا می‌آید و مقصد او کجا است.
هاجر در گریز است.
خدا همچنین از تو میپرسد: کدام شرایط برای تو غیرقابل تحمل است؟ «تو» از چه چیز فرار میکنی؟

Pray – دعا کن

اکنون دعا کن ..

در آیه ی ۱۳ هاجر به خدا اسمی را میگوید.
این آیه را بار دیگر بخوان و دعا کن.